مهنامهنا، تا این لحظه: 17 سال و 8 ماه و 8 روز سن داره

برای دخترم

بالاخره رسیدیم به " این چیه"

وقتی کوچیک بودم یادمه توی فامیلمون یه پسربچه کوچیک بود (الان مردیه برای خودش نامزد هم داره) همش میگفت این چیه ؟ یه دفعه دلم سوخت براش ...گفتم چرا هیچکی جوابشو نمیده خودم شروع کردم به توضیح دادن براش ..هی اون یه چیزی نشون میداد این چیه منهم همین شروع میکردم بهش بگم ،یه چیز دیگه رو میپرسید یه کم که جوابشو دادم احساس کردم سرکارم  اون منتظر جواب نیست خوشش میاد انگار این لغت رو تازه یاد گرفته تازه فهمیدم چراکسی جوابشو نمیده مامانم گفت بچه کوچیکا اینطورین وقتی مهنا کوچیک بود منتظر بودم این سوالو بپرسه ولی خبری نشد حالا محمد مهدی جبران کرده مدام میگه مهسا این چیه ولی جالبه همه رو بهش جواب میدم مثلا  دیشب موقع خواب برقا خاموش بود یه کم ...
20 آبان 1393

مهسا

اواسط تابستون بود که میخاستیم بریم یه مهمونی محمدمهدی همیشه منو اعظم صدا میکرد نمیدونم چرا کم کم مامان یادش رفته حتی نصفه شب که از خواب بیدار میشه توی خواب داد میزد اعظم .... داشتم میگفتم قرار بود بریم جایی دیدم خیلی زشته توی جمع اینطوری صدام کنه تازگیها هم میگفت: اعظمی هرچی گفتم مامان نگفت مهنا نتونست بهش یاد بده گفتم اسممو عوض کنم بهتره هروقت اعظم صدام میکرد دیگه جواب نمیدادم میگفتم من مهسا هستم خلاصه تقریبا دو روز طول کشید تا یاد گرفت ولی وقتی بهم گفت مهسا دیگه تموم شد اعظم دیگه نگفت جالب بود بقیه که میخاستن بهش یاد بدن تکرار میکردن یاد نگرفتن  و همچنان همه اعظم صدام میکنن ولی محمدمهدی حتی نصفه شب توی خواب هم بهم میگه مهسا برا...
20 آبان 1393
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به برای دخترم می باشد